سبکهای دلبستگی چیست؟ چرا بعضی آدمها از صمیمیت میترسند و بعضی از طرد شدن؟
گاهی در رابطهای هستیم و مدام از خودمان میپرسیم:
«چرا وقتی جواب پیامم دیر میشود، اینقدر مضطرب میشوم؟»
یا:
«چرا وقتی کسی بیش از حد به من نزدیک میشود، ناگهان دلم میخواهد فاصله بگیرم؟»
شاید حتی تجربه کرده باشیم که در یک رابطه، هرچه بیشتر تلاش میکنیم نزدیک شویم، طرف مقابل بیشتر عقب میرود؛ و هرچه او عقبتر میرود، ما بیشتر به دنبال او میرویم.
این الگوها همیشه تصادفی نیستند.
یکی از مفاهیمی که روانشناسان برای فهم بهتر این تجربهها از آن استفاده میکنند، دلبستگی (Attachment) است؛ مفهومی که ابتدا برای توضیح پیوند عاطفی کودک و مراقب اصلی شکل گرفت و بعدها در پژوهشهای مربوط به روابط بزرگسالان نیز گسترش پیدا کرد.
دلبستگی چیست؟
دلبستگی به پیوند عاطفی عمیقی گفته میشود که میان انسانها شکل میگیرد؛ پیوندی که در سالهای نخست زندگی نقش مهمی در احساس امنیت کودک دارد.
جان بالبی، روانپزشک و روانکاو بریتانیایی، معتقد بود انسان از همان ابتدای زندگی نیاز دارد به فردی دسترسی داشته باشد که در هنگام ترس، درد یا تهدید بتواند به او پناه ببرد.
کودک فقط به غذا و مراقبت فیزیکی نیاز ندارد؛ او نیاز دارد کسی باشد که بتواند در حضور او احساس کند:
«من تنها نیستم. کسی هست که وقتی دنیا ترسناک میشود، بتوانم به او نزدیک شوم.»
تجربههای اولیه بهتدریج بر انتظار ما از رابطه تأثیر میگذارند. آیا دیگران را قابل اعتماد میدانیم؟ آیا وقتی به کسی نیاز داریم، میتوانیم از او کمک بخواهیم؟ آیا صمیمیت برایمان آرامشبخش است یا تهدیدکننده؟
البته این به آن معنا نیست که رابطه ما با والدین، سرنوشت قطعی روابط آیندهمان را تعیین میکند. دلبستگی در طول زندگی میتواند تحت تأثیر روابط، تجربههای مهم، محیط و فرایندهای روانشناختی تغییر کند. پژوهشهای جدید نیز بر تعامل عوامل زیستی و محیطی در شکلگیری دلبستگی بزرگسالان تأکید دارند.
سبک دلبستگی چیست؟
وقتی پژوهشگران درباره دلبستگی بزرگسالان صحبت میکنند، معمولاً به الگوهایی اشاره دارند که در نحوه تجربه صمیمیت، نیاز به نزدیکی، اعتماد، استقلال و واکنش به طرد یا تهدید دیده میشوند.
در سادهترین شکل، سه الگوی کلاسیک دلبستگی عبارتاند از:
-
دلبستگی ایمن
-
دلبستگی اضطرابی
-
دلبستگی اجتنابی
در برخی مدلها و پژوهشها، دلبستگی آشفته یا هراسان-اجتنابی نیز بهعنوان الگوی متمایز بررسی میشود.
اما بهتر است به جای اینکه خودمان را در یک «جعبه» قرار دهیم، دلبستگی را مجموعهای از گرایشها و الگوها بدانیم. انسانها همیشه دقیقاً در یک دسته قرار نمیگیرند و ممکن است واکنشهای متفاوتی را در روابط مختلف تجربه کنند.
دلبستگی ایمن چیست؟
فرد دارای دلبستگی نسبتاً ایمن معمولاً میتواند هم نزدیکی را تجربه کند و هم استقلال خود را حفظ کند.
او میتواند به دیگری نیاز داشته باشد، بدون اینکه احساس کند نیاز داشتن نشانه ضعف است.
میتواند بگوید:
«دلم میخواهد کنارت باشم.»
و در عین حال بتواند زمانی را نیز به خودش اختصاص دهد.
در رابطه، تعارض الزاماً به معنای پایان رابطه نیست. اختلاف نظر میتواند تجربهای ناخوشایند باشد، اما لزوماً به این معنا نیست که رابطه در حال فروپاشی است.
فرد ایمن نیز ممکن است حسادت کند، بترسد، عصبانی شود یا از طرد شدن بترسد. تفاوت در این است که این احساسها معمولاً تمام ظرفیت او برای فکر کردن و ارتباط برقرار کردن را در اختیار نمیگیرند.
پژوهشهای مربوط به دلبستگی بزرگسالان نشان دادهاند که امنیت دلبستگی با شیوههای متفاوت تنظیم هیجان و مقابله با استرس ارتباط دارد.
دلبستگی اضطرابی چیست؟
در دلبستگی اضطرابی، یکی از نگرانیهای مرکزی میتواند ترس از طرد، ترک شدن یا کافی نبودن باشد.
فرد ممکن است بیش از دیگران به نشانههای فاصله گرفتن حساس شود.
مثلاً:
پیام طرف مقابل دیر جواب داده میشود.
در ظاهر اتفاق خاصی نیفتاده است.
اما ذهن شروع میکند به ساختن سناریو:
«دیگر دوستم ندارد.»
«حتماً چیزی تغییر کرده.»
«نکند کسی دیگر وارد زندگیاش شده؟»
«چرا مثل قبل نیست؟»
و همین اضطراب ممکن است باعث شود فرد بیشتر پیام بدهد، بیشتر توضیح بخواهد، مرتب رابطه را بررسی کند یا برای دریافت اطمینان تلاش کند.
مشکل اینجاست که رفتارهایی که برای کاهش اضطراب انجام میشوند، گاهی میتوانند خودشان رابطه را تحت فشار قرار دهند.
پژوهشها نشان دادهاند که اضطراب دلبستگی و اجتناب دلبستگی با الگوهای متفاوتی از تنظیم هیجان، دریافت حمایت و واکنش به استرس همراه هستند.
دلبستگی اجتنابی چیست؟
در سمت دیگر، فردی را تصور کنیم که وقتی رابطه بیش از حد نزدیک میشود، احساس ناراحتی میکند.
ممکن است نزدیکی برای او با احساس از دست دادن استقلال همراه شود.
او شاید بگوید:
«من به فضای شخصی نیاز دارم.»
یا:
«اینقدر درباره احساسات حرف نزن.»
یا حتی وقتی رابطه جدیتر میشود، ناگهان احساس کند که چیزی درونش میخواهد عقبنشینی کند.
این به معنای بیاحساس بودن فرد اجتنابی نیست.
اتفاقاً یکی از نکات مهم در فهم دلبستگی اجتنابی همین است:
اجتناب لزوماً به معنای نداشتن نیاز به رابطه نیست.
گاهی مسئله این است که نزدیکی عاطفی برای فرد بیش از حد تهدیدکننده یا دشوار تجربه میشود.
پژوهشهای مربوط به روابط عاطفی نشان دادهاند که ویژگیهای اجتنابی بهخصوص در موقعیتهایی که فرد احساس فشار برای صمیمیت، دریافت یا ارائه حمایت عاطفی میکند، بیشتر آشکار میشوند.
دلبستگی اضطرابی و اجتنابی؛ وقتی دو نفر یکدیگر را فعال میکنند
یکی از الگوهای آشنای رابطهای زمانی اتفاق میافتد که یک نفر گرایش اضطرابی بیشتری دارد و دیگری گرایش اجتنابی.
مثلاً:
یکی میگوید:
«بیا بیشتر درباره رابطهمان حرف بزنیم.»
دیگری عقب میرود.
اولی این عقب رفتن را نشانه بیعلاقگی میبیند و بیشتر نزدیک میشود.
دومی فشار بیشتری احساس میکند و بیشتر فاصله میگیرد.
اولی بیشتر مضطرب میشود.
دومی بیشتر عقب میرود.
و چرخه ادامه پیدا میکند.
در این حالت، مشکل فقط «یک آدم مضطرب» یا «یک آدم اجتنابی» نیست.
گاهی خودِ رابطه به یک سیستم تبدیل میشود که در آن واکنش هر نفر، واکنش نفر دیگر را تشدید میکند.
پژوهشهای زوجی نیز نشان دادهاند که نحوه پاسخ دادن شریک عاطفی میتواند بر واکنشهای افراد دارای ناایمنی دلبستگی اثر بگذارد و در برخی شرایط به ایجاد محیط رابطهای امنتر کمک کند.
آیا سبک دلبستگی ما از کودکی برای همیشه ثابت میماند؟
یکی از رایجترین سوءبرداشتها درباره دلبستگی این است که:
«اگر دلبستگی اضطرابی داشته باشم، پس برای همیشه اضطرابی هستم.»
اما روان انسان چنین ساده عمل نمیکند.
دلبستگی بهتر است یک الگوی قابل تغییر در نظر گرفته شود، نه یک برچسب ثابت برای شخصیت.
روابط مهم زندگی میتوانند تجربه ما از اعتماد، صمیمیت و امنیت را تغییر دهند.
یک رابطه امن میتواند تجربه متفاوتی به ما بدهد:
اینکه میتوانیم نیاز داشته باشیم و طرد نشویم.
میتوانیم مخالفت کنیم و رابطه باقی بماند.
میتوانیم فاصله بگیریم و دوباره نزدیک شویم.
میتوانیم آسیبپذیر باشیم و تحقیر نشویم.
همچنین رواندرمانی میتواند فرصتی برای شناخت الگوهای رابطهای و تجربه شکلهای تازهای از ارتباط فراهم کند. پژوهشها نشان دادهاند که افزایش امنیت دلبستگی میتواند با بهبود برخی فرایندهای مرتبط با سلامت روان همراه باشد.
از کجا بفهمیم سبک دلبستگی ما چیست؟
به جای اینکه فقط یک تست اینترنتی انجام دهیم و خودمان را با یک برچسب تعریف کنیم، بهتر است به الگوهای تکرارشونده توجه کنیم.
از خودمان بپرسیم:
وقتی کسی از من فاصله میگیرد چه اتفاقی درونم میافتد؟
آیا فوراً مضطرب میشوم؟
آیا شروع میکنم به دنبال کردن و اطمینان گرفتن؟
یا برعکس، احساس میکنم خیالم راحت شده که فاصلهای ایجاد شده است؟
وقتی کسی خیلی به من نزدیک میشود چه حسی دارم؟
آیا از صمیمیت لذت میبرم؟
آیا میترسم وابسته شوم؟
آیا احساس میکنم آزادیام در خطر است؟
در زمان تعارض چه میکنم؟
حرف میزنم؟
سکوت میکنم؟
تهدید به جدایی میکنم؟
طرف مقابل را دنبال میکنم؟
یا سعی میکنم مدتی آرام شوم و بعد درباره مسئله صحبت کنم؟
وقتی به کسی نیاز دارم، آیا میتوانم نیازم را بیان کنم؟
گاهی پاسخ این سؤال بسیار مهمتر از آن است که بدانیم در کدام دسته قرار میگیریم.
چرا شناخت دلبستگی مهم است؟
شناخت دلبستگی قرار نیست به ما بگوید:
«من اینطورم، پس کاری از دستم برنمیآید.»
برعکس.
ارزش این مفهوم در این است که بتوانیم الگوهای تکرارشونده خودمان را ببینیم.
مثلاً ممکن است بفهمیم وقتی میترسیم کسی را از دست بدهیم، به جای بیان مستقیم نیازمان، شروع به کنترل کردن رابطه میکنیم.
یا ممکن است بفهمیم وقتی کسی به ما نزدیک میشود، به جای گفتن «میترسم»، ناگهان سرد میشویم.
این شناخت میتواند اولین قدم برای تغییر باشد.
آیا دلبستگی فقط درباره رابطه عاشقانه است؟
نه.
الگوهای دلبستگی میتوانند در روابط مختلف خود را نشان دهند؛ از رابطه با والدین و فرزندان گرفته تا دوستیها و روابط عاطفی.
حتی نحوه کمک خواستن، دریافت حمایت و واکنش ما به استرس میتواند تحت تأثیر الگوهای دلبستگی قرار بگیرد.
برای همین، دلبستگی را نباید فقط یک نظریه درباره «عاشق شدن» دانست.
این مفهوم در اصل درباره یک سؤال عمیقتر است:
وقتی به دیگری نیاز داریم، چه انتظاری از رابطه داریم؟
آیا دلبستگی اضطرابی یا اجتنابی به معنای اختلال روانی است؟
خیر.
داشتن ویژگیهای اضطرابی یا اجتنابی به خودی خود به معنای داشتن اختلال روانی نیست.
همه انسانها ممکن است در شرایط خاص، ناامن، حساس، وابسته، دورشونده یا مضطرب شوند.
آنچه اهمیت دارد، شدت، انعطافپذیری و تأثیر این الگوها بر زندگی و روابط است.
بنابراین بهتر است از برچسبهایی مثل «من آدم اجتنابی هستم» یا «پارتنرم یک آدم اضطرابی است» با احتیاط استفاده کنیم.
یک برچسب ساده نمیتواند پیچیدگی یک انسان و یک رابطه را توضیح دهد.
دلبستگی؛ راهی برای فهمیدن، نه قضاوت کردن
شاید یکی از زیباترین کاربردهای نظریه دلبستگی این باشد که به جای اینکه رفتارهای رابطهای خودمان را فقط با واژههایی مثل «زیادی»، «سرد»، «وابسته» یا «بیاحساس» توضیح دهیم، بتوانیم پشت آن رفتارها را ببینیم.
پشت چسبیدن ممکن است ترس باشد.
پشت فاصله گرفتن ممکن است ترس دیگری باشد.
یکی ممکن است از تنها ماندن بترسد و دیگری از بلعیده شدن.
و گاهی هر دو نفر، با وجود تفاوت ظاهری، در عمق تجربه خود با یک احساس مشترک روبهرو هستند:
ترس از اینکه در رابطه، خودِ واقعیشان امن نباشد.
شناخت دلبستگی قرار نیست ما را در گذشته زندانی کند. قرار است کمک کند بفهمیم وقتی رابطه برایمان مهم میشود، چه چیزی درونمان فعال میشود؛ و از همین شناخت، امکان انتخابهای تازهتری ایجاد کنیم.
پرسشهای متداول درباره سبکهای دلبستگی
چند نوع سبک دلبستگی وجود دارد؟
در مدلهای مختلف تعداد و شیوه نامگذاری سبکها متفاوت است. سه الگوی کلاسیک شامل دلبستگی ایمن، اضطرابی و اجتنابی هستند و در برخی مدلها دلبستگی هراسان-اجتنابی یا آشفته نیز بررسی میشود.
آیا سبک دلبستگی قابل تغییر است؟
بله. دلبستگی را نباید یک ویژگی کاملاً ثابت دانست. تجربههای رابطهای، شرایط زندگی و رواندرمانی میتوانند بر احساس امنیت و الگوهای دلبستگی تأثیر بگذارند.
آیا افراد دارای دلبستگی اجتنابی عاشق نمیشوند؟
خیر. اجتناب به معنای نداشتن احساس یا نیاز به رابطه نیست. بیشتر به نحوه تجربه و مدیریت صمیمیت و وابستگی مربوط میشود.
آیا فرد دارای دلبستگی اضطرابی همیشه به رابطه میچسبد؟
نه. افراد و موقعیتها متفاوتاند. دلبستگی اضطرابی بیشتر به حساسیت نسبت به طرد و نیاز بیشتر به اطمینان در روابط اشاره دارد و شدت آن میتواند متفاوت باشد.
آیا میتوانم با یک تست اینترنتی سبک دلبستگی خودم را تشخیص بدهم؟
تستهای آنلاین میتوانند برای خودشناسی اولیه جالب باشند، اما نباید جای ارزیابی حرفهای را بگیرند. بهتر است به جای تمرکز صرف بر یک برچسب، الگوهای تکرارشونده خود را در روابط مختلف بررسی کنیم.
جمعبندی
دلبستگی یکی از راههای مهم برای فهمیدن رابطه ما با صمیمیت، اعتماد، فاصله و نیازهای عاطفی است.
ممکن است یکی از ما بیشتر از طرد شدن بترسد و دیگری بیشتر از نزدیک شدن.
اما هیچکدام از این الگوها حکم قطعی درباره آینده ما نیستند.
گاهی مهمترین تغییر از جایی شروع میشود که به جای پرسیدن:
«مشکل من چیست؟»
سؤال دیگری را امتحان کنیم:
«وقتی احساس میکنم رابطهام در خطر است، چه اتفاقی برای من میافتد؟»
همین سؤال ساده میتواند شروع شناختن بخشی از خودمان باشد که سالها در روابطمان حرف زده، بدون اینکه صدایش را بشناسیم.
منابع علمی
-
Bowlby, J. — Attachment and Loss
-
Simpson, J. A., & Rholes, W. S. — Adult Attachment, Stress, and Romantic Relationships.
-
Mikulincer, M., & Shaver, P. R. — پژوهشها و آثار مربوط به دلبستگی بزرگسالان، تنظیم هیجان و سلامت روان.
-
Gilbert, M. C., & Blakey, R. — پژوهش درباره سبکهای دلبستگی بزرگسالان و رفتارهای رابطهای.
