مجله سلامت لانگرلایف مرجعی برای آگاهی درباره سلامت روان، سلامت جسم و زندگی سالم
لانگرلایف
مقالات
دسته بندی ها
برچسب ها
وبلاگ لانگرلایف
دسته بندی ها
بازگشت به سایت
مهاجرت و سلامت روان سلامت روان و روانشناسی سلامت جسم و سبک زندگی
روابط بعد از مهاجرت؛ چرا رابطه‌هایمان تغییر می‌کنند؟

روابط بعد از مهاجرت؛ چرا رابطه‌هایمان تغییر می‌کنند؟

مهاجرت چگونه رابطه زوج‌ها، خانواده و دوستان را تغییر می‌دهد؟ در این مقاله از LongerLife درباره تغییر نقش‌ها، فاصله، تنهایی و ساختن رابطه در زندگی جدید بخوانید
مجموع بازدید : 26 زمان مطالعه : 8 دقیقه و 18 ثانیه

 

سرفصل های این مقاله

 


روابط بعد از مهاجرت؛ چرا رابطه‌هایمان تغییر می‌کنند؟

وقتی مهاجرت فقط ما را تغییر نمی‌دهد، بلکه رابطه‌هایمان را هم از نو تعریف می‌کند

مهاجرت معمولاً با تغییر یک مکان شروع می‌شود؛ یک کشور جدید، یک خانه جدید، یک زبان جدید و زندگی‌ای که باید از نو ساخته شود.

اما خیلی زود متوجه می‌شویم که فقط آدرس ما تغییر نکرده است.

رابطه‌هایمان هم شروع به تغییر می‌کنند.

ممکن است با شریک عاطفی‌مان نزدیک‌تر شویم یا برعکس، فاصله‌ای را تجربه کنیم که پیش از مهاجرت وجود نداشت. ممکن است دوستان قدیمی‌مان همچنان برایمان عزیز باشند، اما دیگر ندانیم چگونه باید بخشی از زندگی روزمره یکدیگر باقی بمانیم.

ممکن است رابطه‌مان با خانواده‌ای که در کشور خودمان مانده‌اند، شکل تازه‌ای پیدا کند؛ گاهی عمیق‌تر و گاهی پیچیده‌تر.

مهاجرت فقط یک فرد را جابه‌جا نمی‌کند. در بسیاری از مواقع، شبکه روابط او را هم وارد فرایندی از تغییر می‌کند.


وقتی هر دو نفر مهاجرت می‌کنند، اما یکسان تغییر نمی‌کنند

یکی از دشوارترین بخش‌های مهاجرت برای زوج‌ها این است که معمولاً دو نفر، یک تجربه را به یک شکل زندگی نمی‌کنند.

ممکن است یکی از آن‌ها سریع‌تر زبان یاد بگیرد، زودتر کار پیدا کند و با محیط جدید ارتباط برقرار کند. در حالی که دیگری هنوز با احساس تنهایی، سردرگمی یا از دست دادن جایگاه قبلی خود درگیر باشد.

یکی ممکن است بگوید:

«بالاخره داریم زندگی جدیدمان را می‌سازیم.»

و دیگری در همان زمان احساس کند:

«من هنوز نمی‌دانم اینجا چه کسی هستم.»

مشکل لزوماً این نیست که یکی درست فکر می‌کند و دیگری اشتباه.

گاهی مسئله این است که سرعت سازگاری دو نفر با زندگی جدید متفاوت است.

وقتی درباره این تفاوت حرف نمی‌زنیم، ممکن است آن را به شکل دیگری تفسیر کنیم.

یکی فکر کند شریکش همیشه ناراضی است.

دیگری احساس کند طرف مقابل او را درک نمی‌کند.

در حالی که ممکن است هر دو نفر فقط در مراحل متفاوتی از تجربه مهاجرت قرار داشته باشند.


وقتی نقش‌های قبلی تغییر می‌کنند

مهاجرت می‌تواند نقش‌هایی را که سال‌ها با آن‌ها زندگی کرده‌ایم، تغییر دهد.

ممکن است کسی پیش از مهاجرت شغل، درآمد، استقلال و شبکه اجتماعی مشخصی داشته باشد؛ اما بعد از مهاجرت، برای مدتی نتواند همان جایگاه را دوباره به دست بیاورد.

کسی که همیشه از نظر مالی مستقل بوده، ممکن است موقتاً به شریکش وابسته شود.

کسی که در جمع خانواده و دوستان فردی فعال و اجتماعی بوده، ممکن است ناگهان بیشتر روزهایش را تنها بگذراند.

این تغییرها فقط اقتصادی یا شغلی نیستند.

گاهی روی تصویری که از خودمان داریم هم اثر می‌گذارند.

وقتی احساس ما نسبت به خودمان تغییر می‌کند، طبیعی است که رابطه‌مان با نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی‌مان هم تحت تأثیر قرار بگیرد.

گاهی پشت یک بحث ساده درباره پول یا کار، احساس عمیق‌تری پنهان شده است:

«دیگر آن آدم سابق نیستم.»

یا شاید:

«نمی‌دانم جایگاه من در این زندگی جدید چیست.»


«تو عوض شدی»

شاید یکی از جمله‌هایی که بعضی زوج‌ها بعد از مهاجرت به هم می‌گویند همین باشد:

«تو عوض شدی.»

اما واقعیت این است که احتمالاً هر دو نفر تغییر کرده‌اند.

مهاجرت ما را با شرایطی روبه‌رو می‌کند که ممکن است پیش از آن هرگز تجربه نکرده باشیم.

ممکن است مستقل‌تر شویم.

ممکن است آسیب‌پذیرتر شویم.

ممکن است بیشتر به آزادی نیاز پیدا کنیم.

یا برعکس، بیشتر از گذشته به امنیت و نزدیکی نیاز داشته باشیم.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که انتظار داشته باشیم بعد از یک تغییر بزرگ، رابطه دقیقاً همان شکلی باقی بماند که پیش از مهاجرت بود.

شاید سؤال مهم‌تر این نباشد:

«چطور همه چیز را مثل قبل نگه داریم؟»

بلکه این باشد:

«چطور در میان این همه تغییر، دوباره یکدیگر را پیدا کنیم؟»


چرا بعضی زوج‌ها بعد از مهاجرت به هم نزدیک‌تر می‌شوند؟

مهاجرت همیشه باعث فاصله نمی‌شود.

گاهی دقیقاً برعکس.

وقتی خانواده، دوستان و شبکه حمایتی قبلی دور هستند، زوج ممکن است بیشتر از گذشته به یکدیگر تکیه کنند.

آن‌ها تنها کسانی هستند که تجربه مشترک این تغییر بزرگ را از سر گذرانده‌اند.

با هم خانه پیدا کرده‌اند.

با هم مسیرهای جدید را یاد گرفته‌اند.

با هم با مشکلات مالی، کاری یا اداری روبه‌رو شده‌اند.

این تجربه مشترک می‌تواند صمیمیت تازه‌ای ایجاد کند.

اما گاهی همین نزدیکی فشار زیادی هم به رابطه وارد می‌کند.

وقتی شریک عاطفی تبدیل می‌شود به تنها دوست، تنها هم‌صحبت، تنها همراه و تنها منبع حمایت، رابطه ممکن است بار سنگینی را تحمل کند.

هیچ رابطه‌ای قرار نیست به تنهایی جای تمام آدم‌های زندگی ما را بگیرد.

ما علاوه بر رابطه عاطفی، به دوستی، ارتباط اجتماعی و احساس تعلق به یک جامعه هم نیاز داریم.


وقتی اختلاف‌های کوچک بزرگ می‌شوند

مهاجرت معمولاً با فشارهای زیادی همراه است.

کار.

پول.

مسکن.

یادگیری زبان.

وضعیت اقامت.

نگرانی درباره آینده.

فرزندان.

و دلتنگی برای خانواده.

گاهی زوج‌ها فکر می‌کنند درباره یک موضوع کوچک دعوا می‌کنند؛ مثلاً هزینه‌ها، کارهای خانه یا دیر رسیدن به خانه.

اما زیر این بحث‌ها ممکن است سؤال‌های بزرگ‌تری پنهان شده باشد:

آیا هنوز کنار منی؟

آیا می‌توانم روی تو حساب کنم؟

آیا این زندگی جدید واقعاً قرار است بهتر شود؟

اگر موفق نشویم چه؟

وقتی اضطراب زیادی را تجربه می‌کنیم، همیشه آن را به شکل ترس نشان نمی‌دهیم.

گاهی اضطراب خودش را به شکل عصبانیت، انتقاد یا فاصله گرفتن نشان می‌دهد.

و معمولاً نزدیک‌ترین آدم زندگی ما اولین کسی است که این فشار را احساس می‌کند.


رابطه با خانواده بعد از مهاجرت

مهاجرت رابطه ما با خانواده را هم تغییر می‌دهد.

خانواده همچنان مهم هستند، اما دیگر در زندگی روزمره ما حضور ندارند.

آن‌ها ممکن است ندانند زندگی ما واقعاً چگونه می‌گذرد.

و ما هم ممکن است به مرور متوجه شویم که زندگی آن‌ها بدون حضور روزانه ما ادامه پیدا کرده است.

گاهی این تجربه دردناک است.

ممکن است احساس کنیم خانواده‌مان هنوز ما را همان آدم سابق می‌بینند، در حالی که ما تغییر کرده‌ایم.

یا برعکس، از دور شاهد تغییر آن‌ها باشیم و نتوانیم در لحظه‌های مهم زندگی‌شان حضور داشته باشیم.

تماس تصویری می‌تواند فاصله را کمتر کند، اما همیشه جای حضور را نمی‌گیرد.

گاهی دلمان برای چیزهای بسیار ساده تنگ می‌شود؛ یک ناهار خانوادگی، یک دیدار بی‌برنامه یا نشستن کنار کسی بدون اینکه لازم باشد برای آن زمان مشخصی تعیین کنیم.

مهاجرت گاهی به ما یادآوری می‌کند که رابطه فقط محبت نیست؛ حضور هم هست.




چرا بعضی دوستی‌ها بعد از مهاجرت کمرنگ می‌شوند؟

یکی از تجربه‌های غم‌انگیز مهاجرت این است که ممکن است دوستی‌هایی که زمانی بسیار نزدیک بودند، به مرور کمرنگ شوند.

نه لزوماً به دلیل دعوا.

نه به دلیل بی‌محبتی.

گاهی فقط به این دلیل که زندگی‌ها دیگر ریتم مشترکی ندارند.

یکی درگیر اتفاقاتی است که دیگری هر روز تجربه نمی‌کند.

اختلاف ساعت، کار، خانواده و فاصله جغرافیایی هم به مرور ارتباط را دشوارتر می‌کنند.

ممکن است هنوز یکدیگر را دوست داشته باشید، اما دیگر ندانید چگونه باید مثل گذشته در زندگی روزمره هم حضور داشته باشید.

این اتفاق گاهی شبیه نوعی سوگ خاموش است.

هیچ‌کس واقعاً از زندگی ما نرفته است، اما رابطه دیگر همان رابطه سابق نیست.

و شاید یکی از دشوارترین بخش‌های مهاجرت همین باشد: پذیرفتن اینکه بعضی رابطه‌ها باقی می‌مانند، اما شکلشان تغییر می‌کند.


ساختن رابطه‌های جدید؛ چرا این‌قدر سخت است؟

بعد از مهاجرت، بعضی افراد با این سؤال روبه‌رو می‌شوند:

«من قبلاً آدم اجتماعی‌ای بودم. چرا حالا نمی‌توانم دوست پیدا کنم؟»

اما شاید مسئله این نباشد که توانایی ارتباط برقرار کردن را از دست داده‌ایم.

شاید شرایط تغییر کرده است.

در بزرگسالی، دوستی‌ها معمولاً مثل دوران مدرسه و دانشگاه خودبه‌خود شکل نمی‌گیرند.

همه برنامه دارند.

کار دارند.

خانواده دارند.

و رابطه به زمان نیاز دارد.

از طرف دیگر، تفاوت‌های فرهنگی هم می‌توانند ارتباط را پیچیده‌تر کنند.

ممکن است ندانیم چه زمانی می‌توانیم با کسی صمیمی شویم.

چطور او را دعوت کنیم.

یا آیا رابطه‌ای که برای ما دوستانه به نظر می‌رسد، برای طرف مقابل هم همین معنا را دارد یا نه.

اما رابطه‌های جدید لازم نیست جای آدم‌های گذشته را بگیرند.

آن‌ها قرار نیست نسخه جایگزین دوستان قدیمی باشند.

می‌توانند رابطه‌هایی متفاوت، با تجربه‌ها و خاطراتی تازه باشند.


آیا باید رابطه‌های قبلی را مثل گذشته حفظ کنیم؟

شاید نه.

بعضی رابطه‌ها با وجود فاصله، عمیق باقی می‌مانند.

بعضی‌ها شکل جدیدی پیدا می‌کنند.

و بعضی رابطه‌ها به مرور کمرنگ می‌شوند.

گاهی پذیرفتن این تغییر سخت است، چون ما دوست داریم آدم‌های مهم زندگی‌مان همیشه همان‌طور که بودند باقی بمانند.

اما شاید به جای این سؤال:

«چطور نگذارم هیچ چیز تغییر کند؟»

بهتر باشد بپرسیم:

«این رابطه امروز چه شکلی می‌تواند داشته باشد؟»

گاهی یک تماس منظم.

گاهی یک پیام کوتاه.

گاهی یک سفر.

و گاهی فقط پذیرفتن اینکه یک رابطه در بخشی از زندگی ما بسیار مهم بوده، حتی اگر دیگر مانند گذشته ادامه نداشته باشد.


چطور از رابطه‌مان در دوران مهاجرت مراقبت کنیم؟

درباره تجربه مهاجرت حرف بزنید

گاهی آن‌قدر درگیر مسائل روزمره هستیم که فراموش می‌کنیم درباره احساسمان نسبت به این تغییر بزرگ حرف بزنیم.

به جای اینکه فقط بپرسیم:

«کار پیدا کردی؟»

«قبض را پرداخت کردی؟»

گاهی لازم است بپرسیم:

«واقعاً این روزها چه حسی داری؟»


تفاوت سرعت سازگاری را شخصی نکنید

اگر یکی از شما سریع‌تر با محیط جدید سازگار شده، لزوماً به این معنا نیست که دیگری ضعیف‌تر است.

و اگر یکی هنوز دلتنگ است، لزوماً به این معنا نیست که از تصمیم مهاجرت پشیمان شده است.

آدم‌ها با سرعت‌های متفاوتی سازگار می‌شوند.


رابطه را تنها منبع حمایت خود ندانید

شریک عاطفی مهم است، اما نمی‌تواند به تنهایی جای همه آدم‌های زندگی ما را بگیرد.

دوستان.

گروه‌های اجتماعی.

همکاران.

فعالیت‌های مشترک.

و ارتباط با جامعه می‌توانند بخشی از شبکه حمایتی ما باشند.

هرچه زندگی اجتماعی گسترده‌تر شود، فشار کمتری روی یک رابطه قرار می‌گیرد.


برای رابطه زمان بسازید

بعد از مهاجرت، ممکن است رابطه فقط به مدیریت زندگی تبدیل شود.

کار.

خرید.

قبض.

برنامه‌ریزی.

فرزندان.

نگرانی درباره آینده.

اما رابطه به زمانی نیاز دارد که در آن فقط مشکلات را حل نمی‌کنیم.

زمانی برای حرف زدن.

قدم زدن.

خندیدن.

یا حتی فقط کنار هم بودن.


چه زمانی مشکلات رابطه فقط «استرس مهاجرت» نیستند؟

مهاجرت می‌تواند فشار و تعارض ایجاد کند، اما نباید هر مشکل جدی در رابطه را صرفاً به استرس مهاجرت نسبت داد.

اگر رابطه با تحقیر مداوم، کنترل شدید، تهدید، ترس یا خشونت همراه است، مسئله فقط سازگاری با کشور جدید نیست و نیاز به توجه جدی دارد.

همچنین اگر تعارض‌های رابطه به‌طور مداوم سلامت روان یا زندگی روزمره شما را تحت تأثیر قرار داده‌اند، صحبت با یک متخصص سلامت روان می‌تواند کمک‌کننده باشد.

گاهی کمک گرفتن به این معنا نیست که رابطه شکست خورده است.

گاهی یعنی رابطه به فضایی نیاز دارد تا بتوان در آن، اتفاقاتی را دید و گفت که در زندگی روزمره دیده نمی‌شوند.


شاید مهاجرت رابطه‌ها را خراب نمی‌کند؛ آن‌ها را آشکارتر می‌کند

شاید یکی از مهم‌ترین نکات درباره روابط بعد از مهاجرت همین باشد.

مهاجرت همیشه مشکلات را از صفر ایجاد نمی‌کند.

گاهی فشارهای زندگی جدید، چیزهایی را که پیش از آن هم در رابطه وجود داشته‌اند، آشکارتر می‌کنند.

تفاوت‌ها.

نیازها.

ترس‌ها.

وابستگی‌ها.

و تعارض‌هایی که شاید قبلاً فرصت پنهان شدن در زندگی روزمره را داشتند.

وقتی همه چیز تغییر می‌کند، رابطه هم نمی‌تواند دقیقاً مانند گذشته باقی بماند.

اما این تغییر همیشه به معنای پایان نیست.

گاهی رابطه در جریان تغییر، بالغ‌تر می‌شود.

گاهی دو نفر برای اولین بار واقعاً درباره نیازهایشان حرف می‌زنند.

گاهی یاد می‌گیرند که شریک عاطفی‌شان همان آدم سابق نیست؛ همان‌طور که خودشان هم نیستند.

شاید رابطه سالم، رابطه‌ای نباشد که هیچ‌وقت تغییر نمی‌کند.

شاید رابطه سالم، رابطه‌ای باشد که بتواند با تغییر، دوباره خودش را پیدا کند.


سخن پایانی

مهاجرت می‌تواند رابطه ما با شریک عاطفی، خانواده، دوستان و حتی خودمان را تغییر دهد.

بعضی رابطه‌ها در این مسیر از دست می‌روند.

بعضی‌ها فاصله می‌گیرند.

بعضی‌ها شکل تازه‌ای پیدا می‌کنند.

و بعضی رابطه‌ها، برخلاف انتظار، عمیق‌تر می‌شوند.

اما شاید مهم‌ترین کار این باشد که انتظار نداشته باشیم بعد از یک تغییر بزرگ، همه چیز دقیقاً همان‌طور باقی بماند.

مهاجرت زندگی قبلی ما را پاک نمی‌کند.

بلکه زندگی تازه‌ای ایجاد می‌کند که در آن باید یاد بگیریم با گذشته، آدم‌های قدیمی، رابطه‌های جدید و نسخه تازه‌ای از خودمان زندگی کنیم.

و شاید سؤال اصلی این نباشد:

«چطور رابطه‌هایم را مثل قبل نگه دارم؟»

بلکه این باشد:

«چطور در میان تمام این تغییرها، راه تازه‌ای برای نزدیک ماندن پیدا کنیم؟»


پرسش‌های متداول درباره روابط بعد از مهاجرت

آیا مهاجرت می‌تواند باعث مشکلات زوج‌ها شود؟

بله، مهاجرت می‌تواند فشارهایی مانند تغییر نقش‌ها، مسائل مالی و شغلی، تنهایی و از دست دادن شبکه حمایتی ایجاد کند. این عوامل ممکن است رابطه را تحت فشار قرار دهند، اما لزوماً به معنای پایان رابطه نیستند.

چرا رابطه زوج‌ها بعد از مهاجرت تغییر می‌کند؟

هر فرد مهاجرت را با سرعت و شیوه متفاوتی تجربه می‌کند. تغییر هویت، نقش‌های خانوادگی، شرایط اقتصادی و اجتماعی می‌تواند باعث شود هر دو نفر تغییر کنند و رابطه نیز نیاز به سازگاری تازه‌ای پیدا کند.

چرا دوستی‌های قدیمی بعد از مهاجرت کمرنگ می‌شوند؟

فاصله جغرافیایی، اختلاف ساعت، تغییر سبک زندگی و کمتر شدن تجربه‌های مشترک می‌توانند حفظ رابطه به شکل سابق را دشوار کنند.

چگونه بعد از مهاجرت رابطه‌های جدید بسازیم؟

رابطه‌های جدید معمولاً به‌تدریج و از طریق حضور مکرر در محیط‌های مشترک شکل می‌گیرند؛ مانند محیط کار، کلاس‌ها، فعالیت‌های گروهی و جمع‌های اجتماعی.

آیا اختلاف بعد از مهاجرت طبیعی است؟

مقداری تنش و اختلاف در دوران یک تغییر بزرگ می‌تواند طبیعی باشد. اما اگر رابطه به‌طور مداوم با ترس، تحقیر، کنترل یا خشونت همراه باشد، نباید آن را فقط به مهاجرت نسبت داد.


مطالب مرتبط

اگر مقاله‌های قبلی را نخوانده‌اید، پیشنهاد می‌کنیم این مطالب را هم بخوانید:

مهاجرت و سلامت روان؛ وقتی مهاجرت فقط تغییر کشور نیست

چرا بعد از مهاجرت احساس تنهایی می‌کنیم؟